X
تبلیغات
رایتل
غریبه ای آنسوتر
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 10 خرداد‌ماه سال 1382
طفل یتیم

شعر زیر را در کتاب Jane Eyre خواندم به نظرم خیلی لطیف آمد و قابل مقایسه با شعرهای زیبای پروین اعتصامی. سعی کردم آن را ترجمه کنم فقط در مورد ترجمه اولاً که این اولین تلاش من در ترجمه یک شعر انگلیسی است و ثانیاً چون خودم چندان استعداد شاعری ندارم قطعاً چندان خوب از آب در نیامده ( بلکه ممکن است کمی تا قسمتی افتضاح هم باشد). لطفاً به بزرگی خودتان ببخشید و بنده را راهنمائی بفرمائید.


My feet are sore, and my limbs they are weary;
Long is the way, and the mountains are wild;
Soon will the twilight close moonless and draery
Over the path of the poor orphan child.

Why did they send me so far and so lonely,
Up where the moors spread and gray rocks are piled?
Men are hard-hearted, and kind angles only
Watch o'er the steps of a poor orphan child.

Yet, distant and soft, the night-breeze is blowing,
Clouds there are none and clear stars beam mild;
God, in His mercy, protection is showing,
Comfort and hope to the poor orphan child.

Ev'n should I fall o'er the broken bridge passing,
Or stay in the marshes, by false lights beguiled,
Still will my Father, with promise and blessing,
Take to his bosom the poor orphan child.

There is a thought that for strength should avail me;
Thought both of shelter and kindred despoiled;
Heaven is a home, and a rest will not fail me;
God is a friend to the poor orphan child.

پاهایم چه خسته اند و تاب رفتن ندارند
دیگر این راه طولانی
     و این کوههای گران را
چه زود است که شام تار و کسالت بار
بپوشاند
    راه صعب طفلک یتیم بی پناه را.

مرا چرا تنها رهسپار کردند
   به این دراز سفر؟
کجا تمام می شود این دشت
   و این صخره های پشت به پشت پر خطر؟
وه که مردمان چه سخت دلند
    و تنها فرشتگان مهربان
  قدم قدم، طفلک یتیم را مراقبند.

شبانه سر ،  شمال نرم  می وزد از دورها
  ابرها پریشانند و ستارگان نور افشان
و خدا
  با رحمتش و با لطف بی منتها
 طفلک یتیم بی پناه را
   می بخشد آرامش و امیدها

من حتی
  آنگاه که می افتم از پلی شکسته بر سر راهم
  یا گاه که در لجنزارها 
    سرگردان و سخت گمراهم
 هنوزم خدای است یار
  و با نشانه ها مرا
  طفلک یتیم بی پناه را
 می فشارد در آغوش امن گرم

مرا هماره پنداری است
   که با وجود آن آرام می گیرم
  خیال سرای امن خانواده ای
      که به تاراج رفته است
مرا بهشت سرای امن و راحت است
 و خداوند
  یار طفلک یتیم ماست.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 102932


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها