X
تبلیغات
رایتل
غریبه ای آنسوتر
  
 
 
آرشیو
 
جمعه 27 تیر‌ماه سال 1382
شعر معاصر - ۱


ما، عموماً شعرای معاصر را خوب نمی شناسیم. منظورم شعرای گمنام نیست و بر کسی خرده نمی گیرم که مثلاً چرا حیدرعلی معجزه را نمی شناسد بلکه مرادم بزرگان شعر معاصر است. در فضای امروز جامعه وقتی سخن از شعر معاصر به میان می آید، ذهن جوانترها به سرعت معطوف به سهراب سپهری یا احمد شاملو یا فروغ فرخزاد می شود. معتقدم که دلیل آن هم اقبال جوانان به شعر نو است و این هم به دلیل ساختار شکنی شعر نو است. باور ندارم که سرودن شعر نو کار راحتی است اما به دلیل عدم تبعیت از قالبهای نسبتاً پیچیده عروضی، حداقل در نگاه اول، سرودن و فهم آن راحتتر می نماید. به هر حال جالب است که چرا نیما که مبدع شعر نو محسوب می شود و اشعار نوی او واقعاً جاندار و پر مغز است از آن مرتبه خواننده برخوردار نیست که مثلاً فریدون مشیری؟ از شعر نو که بگذریم، تصور می کنم که در مورد شعرای معاصری که در محدوده شعر کلاسیک فعال بوده اند غفلت بزرگی صورت گرفته است. حیف نیست که چهره درخشانی مثل ملک الشعرای بهار در زیر غبار زمان و غفلت ما محو شود؟ چند درصد از ما می دانیم که علامه دهخدا شاعر هم بوده و اشعار بسیار زیبائی دارد؟ شعر زیر را -از بهار- بخوانید و بنگرید که چه مایه آزادیخواهی در آن مستور است:

دو رویه زیر نیش مار رفتن
سه پشته روی شاخ مور رفتن
تن روغن زده با زحمت و زور
میان لانه زنبور رفتن
به کوه بیستون با زحمت و زور
شبانه با دوچشم کور رفتن
برهنه زخمهای سخت خوردن
پیاده راههای دور رفتن
میان سوز و تب با جسم مجروح
زمستان زیر آب شور رفتن
به پیش من هزاران بار بهتر
که یک جو زیر بار زور رفتن


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 102905


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها